گذری بر فیلم زیبای بدنام  (NOTORIOUS)-  از شاهکارهای آلفرد هیچکاک

فيلم بدنام - NOTORIOUS


بدنام Notorious
كارگردان : آلفرد هيچكاك - محصول سلزنيك RKO سال 1946
بازيگران: كري گرانت - اينگريد برگمن - كلود رينز


فيلم بدنام از محبوب ترين فيلم هاي استاد سينما آلفرد هيچكاك و به قولي هيچكاكي ترين فيلم اوست
كه به همراه فيلم سرگيجه Vertigo دو فيلم عاشقانه مهم استاد را شكل مي دهند. اين فيلم كه به فارسي
هم دوبله شده است از فيلمنامه بسيار عالي بن هكت و بازي بازيگراني همچون كري گرانت - اينگريد برگمن
و كلود رينز بهره مي برد كه دو مورد آخري را در فيلم معروف كازابلانكا حتما به خاطر داريد.


بديهي است كه حاصل تركيب يك فيلمنامه عالي با بازيگران افسانه اي و يك كارگردان بي نظير فيلمي معمولي
نخواهد بود . به كساني كه از فيلم كازابلانكا خوششان آمده پيشنهاد ميكنم كه حتما اين فيلم را هم ببينند.


به مانند كازابلانكا - بدنام هم فاقد هر گونه سكانس زائد و اضافي است و بعد از شروع فيلم شما را تا آخر
سر جاي خود مينشاند و مسلما شما را براي تماشاي مجدد علاقمند تر ميكند.
سكانسهاي شاهكار هيچكاكي در فيلم فراوانند و هر كدام به تنهايي مي توانند كلاس درس سينما باشند:
از كادربندي ها گرفته تا تراولينگ دوربين - نماهاي نقطه نظر - كلوزآپ ها - ديالوگهاي بازيگران - موزيك و ...


فيلم برداري سياه و سفيد با كنتراست بالا كه به خصوص در نسخه دي وي دي مشهود است يكي از بهترين
نمونه هاي فيلم هاي هيچكاك است كه كاملا حال و هواي فيلم به بيننده منتقل مي كند.


فيلم از دادگاه محاكمه پدر يك دختر آلماني به نام آليشيا هوبرمن (برگمن) شروع مي شود كه به جرم همكاري
با نازيها محكوم مي شود. سازمان جاسوسي آمريكا ماموري به نام دولين Devlin(گرانت) را مامور مواظبت و زير نظر گرفتن آليشيا مي كند تا دختر را ترغيب كند كه اطلاعاتي را با نفوذ در شبكه دوستان پدرش به آنها بدهد


اما دختر كه به خاطر ناراحتي مرگ پدرش رو به ميخوارگي آورده به اين مامور خشك سازمان سيا نم پس نمي دهد.


اما به تدريج در پي يك سري وقايع مامور سر سخت شيفته آليشا مي شود و علائمي هم از عشق در رفتار دختر
بروز مي كند اما هر دو نسبت به هم شك دارند. دولين كه عاشق آليشيا شده شك دارد كه آيا آليشيا فقط به خاطر
يك خوشي موقتي با او كنار آمده يا واقعا او را دوست دارد. آليشيا هم فكر مي كند كه دولين براي پيش بردن كار
سازمان خود به او اظهار علاقه مي كند.


همين تصور بالاخره هر دو را از هم جدا ميكند و آليشا خود را وارد سازمان جاسوسي نازي ها مي كند تا ....




دولين : چرا از اين آهنگ عشقي خوشت مي آد.
آليشيا: آخه هيچ چيز مثل يك شعر عشقي منو به خنده نمي ندازه.

------------------------------
ادامه دارد...

سايت سينماي كلاسيك http://www.iranclassic.com/
__________________
    
 
ادامه فيلم بدنام - آلفرد هيچكاك

ادامه داستان فيلم.....


طي يك بازي از قبل حساب شده دولين آليشيا را در مسير حاسوسان آلماني قرار مي دهد
تا اينكه الكس (سر دسته جاسوسان آلماني و دوست سابق پدر آليشيا) به تور عشق او مي افتد



پس از ورود آليشيا به خانه الكس در طي مهماني شامي كه به افتخار آليشيا برگزار مي شود او متوجه
بطري هاي شراب مشكوكي مي شود و نام مهمان ها را به خاطر مي سپارد تا در برخورد بعدي
با دولين به او گزارش دهد.


اما هنگام گزارش دادن به دولين در ميدان اسب سواري صحبت هاي كنايه آميز آليشيا (كه دولين را
مسئول وضع فعلي خود مي داند) دولين را از كوره به در مي برد. و گلايه هاي هر دو آغاز مي شود
الكس از دور اين وضعيت عجيب را زير نظر دارد.


در ادامه داستان طي سكانسي بسيار زيبا در داخل سفارت آمريكا در برزيل در حالي كه دولين در حال دفاع
از آليشيا در برابر بدگويي ساير كاركنان سفارت است ناگهان آليشيا وارد مي شود و خبر غير منتظره اي را
مي دهد. "الكس رسما از من خواستگاري كرده و من بايد تا ظهر جواب او را بدهم"


كاركنان سفارت به مشورت و صحبت مي پردازند و آليشيا مرتبا به دولين خيره مي ماند تا ببيند جواب او چيست
و آيا او جلوگيري خواهد كرد ؟ اما با عدم عكس العمل مناسب دولين- آليشيا كاملا از او نااميد مي شود.


اما كاركنان سفارت از اينكه بهتر مي توانند اخبار داخل خانه الكس را بفهمند كاملا خشنودند....






 

دولين = Devlin
آليشيا= Alicia

اليشيا كه واكنشي را از طرف دولين مشاهده نمي كند عمدا خود را علاقمند به ازدواج
با الكس معرفي مي كند و قول همكاري بيشتر را هم به اعضا سفارت مي دهد.


اما دولين علي رغم ظاهر خود آنقدر از جريان ازدواج عصباني است كه بطري شرابي را كه
براي آليشيا خريده است در محل سفارت فراموش مي كند و به اتاق خود بر مي گردد .
با زوم دوربين بر روي بطري متوجه مي شويم كه او واقعا عاشق آليشياست اما در برابر
وظيفه اي كه روسا به او گفته اند سكوت كرده است.


بالاخره اليشيا با الكس ( آلماني) ازدواج مي كند و خانم خانه مي شود اما مادر الكس از توجه زياد
الكس به اليشيا ناراضي است. اليشيا كليد تمام اتاقهاي خانه را بدست مي آورد به جز سرداب
شراب كه الكس حساسيت ويژه اي به آن دارد. آليشيا در ديدار بعدي با دولين اين جريان را با او
در ميان مي گذارد اما باز هم متلك پراني عشاق سابق ادامه دارد:


- دولين: خوب مگه تو زنش نيستي ؟ كليد سرداب رو ازش بگير ببين تو سرداب چه خبره.
- آليشا: اما من فكر نمي كنم الان وقتش باشه . هنوز يه خورده زوده.
- دولين: اه . پس ماه عسل هنوز تموم نشده. زيباييت رو دست كم نگير خانم جون. خوب ميتوني
رامش كني. قبلا ها كه خوب اين كارها رو ميكردي
- آليشيا: شوخي نكن . من كه تخصص ندارم. از نظر من بطري هاي شراب همشون شبيه همديگن.

سرانجام به پيشنهاد دولين قرار مي شود كه شب قبل از مهماني ازدواج آليشيا و الكس- آليشيا كليد را
از دسته كليد الكس بدزدد و در ميان مهماني به دولين برساند تا او سرداب را وارسي كند.


اليشيا با زيركي قبل از مهماني كليد را از دسته كليد الكس برمي دارد


و منتظر ورود دولين مي ماند اما در مهماني الكس مثل يك عقاب پير دائما آليشا را مي پايد و دولين
هم هشدار مي دهد كه بايد مواظب موجودي شراب مهماني باشيم چون اگر تمام شود و الكس به
اتفاق پيشخدمت بخواهند از سرداب شراب بيشتري بياورند كارمان تمام است.


دولين و آليشيا نگران از موجودي شراب در مهماني منتظر فرصت مناسب مي مانند تا الكس متوجه
غيبت آنها نشود. و اين فرصت بالاخره محيا مي شود.


در سرداب شراب دولين سرگرم جستجو مي شود و آليشيا هم كه به بهانه اي از پيش الكس و مهمان ها
آمده است نگهباني مي دهد تا اينكه دولين پي به ماده مشكوك داخل برخي شيشه ها (اورانيوم) مي برد


اما در اين ميان الكس و پيشخدمت براي جبران كمبود شراب مهمان ها دارند به زير زمين مي آيند. آليشيا
و دولين به سرعت از سرداب خارج مي شوند اما الكس آنها را مي بيند:

اليشيا: الكس ما رو ديده . الكس ما رو ديده . اون حتما فهميده..
دولين: نه . صبر كن. زود باش منو ببوس . منو ببوس . اون بايد فكر كنه ما براي اين كار اينجا هستيم
اليشيا: نه . نه . ولي ....
الكس: ببخشيد كه محفل عاشقانه شما را به هم مي زنم. تو اينجايي اليشيا ؟!
اليشيا: اوه الكس. منو ببخش . دولين خيلي مست بود و به زور منو اورد اينجا. من نتونستم ....


اما الكس براي آبرو داري در مقابل مهمانها از آليشيا مي خواهد كه فعلا پيش مهمانها برود تا امشب
در اين باره صحبت كنند و خودش دوباره براي بردن شراب راهي سرداب مي شود. در مقابل در سرداب
او كليد سرداب را در دسته كليدش نمي بيند و ناگهان با نگاه به همانجايي كه اليشيا را با دولين ديده است
همه چيز را حدس مي زند اما به روي خودش نمي آورد.

شب قبل از خواب دسته كليد را عمدا در دسترس اليشيا مي گذارد و نيمه شب با ديدن كامل شدن
دسته كليدش شك او در مورد اليشيا به يقين مبدل مي شود.

نيمه شب مادرش را كه زن بسيار حيله گري و تيزهوشي است بيدار مي كند تا جريان را به او گفته
و چاره جويي كند:

- الكس: مادر . من با يك زن جاسوس ازدواج كرده ام .

الكس مي گويد كه او را امشب در خواب خفه ميكنم. " آليشياي لعنتي....نبايد گول اون چهره رو مي خوردم.."
اما مادر راه حل بهتري را پيشنهاد مي كند تا ساير آلماني ها هم بويي از اشتباه محلك الكس نبرند:


- اون رو طوري به تدريج مسموم مي كنيم كه كسي بويي نبره .... اينو بزار به عهده من. ...


كار مسموم كردن تدريجي آليشيا با ريختن سم در نوشيدني او توسط مادر الكس به تدريج آغاز مي شود اما
خود اليشيا فكر مي كند كه در اثر زياده روي در مصرف شراب است كه گيج و كسل شده است تا اينكه
متوجه مي شود كه بزودي دولين هم به ماموريت خارجي خواهد رفت و اينجاست كه مي فهمد كه ديگر
كارش با دولين تمام است.


در يك سكانس زيباي ديگر دولين را مي بينيم كه روي نيمكت پارك منتظر ملاقات و گرفتن گزارش از آليشياست
تا اينكه آليشيا با حالتي سست و بيحال سر مي رسد و از تاخير خود عذر خواهي مي كند اما تا اينجا هم لج و
لجبازي دو طرف ادامه دارد و غرور هر دو مانع بروز احساسات قلبي مي شود:

- دولين : چيه ... مثل اينكه سرحال نيستي..
- آليشيا: خب ... يك كمي...
- دولين: ببينم مريضي ؟
- آليشيا: نه ...... خمارم !
- دولين: آفرين ... دوباره رفتي سراغ بطري..

آليشيا آخرين يادگاري را كه دستمالي از دوران آشنايي اوليه اش با دولين بوده به او بر مي گرداند و خداحافظي
مي كند تا به خانه شوهرش برگردد اما دولين كه اين رفتار آليشيا را عجيب مي بيند به او خيره مي ماند.


در سكاني عالي در خانه الكس آليشيا به اتفاق الكس و مادرش نشسته است و دانشمندي آلماني در حال صحبت
با آليشياست و آليشيا سعي دارد از او حرف بكشد اما دانشمند كه از چيزي خبر ندارد با ديدن وضع وخيم
اليشيا به او پيشنهاد سفر كوهستان را ميكند.


مادر الكس چاي مخصوص اليشيا و دانشمند را آماده كرده است اما اشتباه مادر باعث لو رفتن قضيه مي شود.

الكس و مادرش رو به دانشمند: نه . نه . ... اون چاي آليشياست.


با اين حركت الكس و مادرش - آليشيا پي به عالت بيماري خود مي برد و مات و مبهوت به الكس
و مادرش و سپس فنجان چاي خيره مي شود و از فكر اينكه اين دو باعث مسموميت او شده اند
جا مي خورد اما چيزي نمي گويد. مي خواهد از اتاق بيرون رود اما در ميانه راه از هوش مي رود.....

ادامه دارد.....

-----------------------------
توضيحات:


هيچكاك در اكثر فيلمهايش در نمايي كوتاه از فيلمش ظاهر مي شود و اين ويژگي عجيب خاص فيلمهاي اوست.
در فيلم بدنام هم در جايي كه اليشيا و دولين نگران تمام شدن زودتر از موعد شراب در مهماني هستند و
اليشيا مرتبا مهمانان در حال نوشيدن را نگاه ميكند هيچكاك در نهايت بيرحمي در هنگام ورود آنها به اتاق
يك گيلاس كامل شامپاين را سر مي كشد و صحنه را ترك مي كند !


در صحنه قبل از اينكه آليشيا متوجه جريان مسموميت خود شود زاويه دوربين هيچكاك تصوير چهره او را از
پشت فنجان حاوي سم به زيبايي تمام نشان مي دهد و تماشاگر اثر سم را در چهره او به خوبي مي بيند.


يكي از معروف ترين سكانسهاي تاريخ سينما صحنه حركت دوربين فيلم بدنام از چلچراغ سقف
سالن مهماني و حركت پيوسته و آرام آن به پايين است تا جاييكه به كليد مخفي شده در دست
اليشيا كه منتظر ورود دولين به مهماني است مي رسد.

هيچكاك در اين باره گفته است: مي خواستم ابتدا با نشان دادن فضاي مهماني و سرگرم بودن
مهمانها و سپس حركت طولاني دوربين و زوم كردن عميق آن بر روي كليد وجود درام (داستان) ديگري
را در داخل درام ظاهري مهماني نشان بدهم. جايي كه درام اصلي ماجرا در جريان است همين كليد
است اما ديگران سرگرم تفريحات خويش هستند و از آن خبر ندارند.
به مانند فيلم كازابلانكا از توضيح يك سوم آخر فيلم مي گذريم تا جذابيت
تماشاي آن از بين نرود. (گر چه بدنام هم از آن دسته فيلمهايي است كه
تماشاي چند باره آن به هيچوجه خسته كننده نيست )

---------------------------
چند نكته جالب در مورد فيلم بدنام:


در فيلم بدنام سكانس معروفي است كه مربوط به بوسه طولاني كري گرانت و اينگريد برگمن
است و به طولاني ترين سكانس بوسه تاريخ سينما مشهور است. اما طبق قوانين اداره سانسور
آمريكا در آن زمان مدت بوسه نمي بايست از 3 ثانيه بيشتر باشد.هيچكاك كه هميشه از دست
انداختن اعضاي سانسور فيلم آمريكا لذت مي برد براي عبور از اين سد با مهارت تمام طوري اين
سكانس را فيلبرداري كرده است كه حركت و جابجايي دوربين هم اداره سانسور و هم تماشاگر
را فريب مي دهد و اين طور به نظر مي رسد كه برگمن و گرانت 3 دقيقه در حال معاشقه اند.

--------------------------------

به دليل آوردن موضوع اورانيوم در فيلم ( كه در سال 1946 بسيار مبتكرانه و جسورانه بود)
هيچكاك تا سه ماه از سوي پليس فدرال آمريكا از دور تحت نظر بود. چرا كه در آن موقع موضوع اورانيوم
و بمب اتمي كه فقط چند ماه از ساخت آن توسط آمريكا مي گذشت بسيار سري و مهم قمداد مي شد.

--------------------------------

كليد در فيلم بدنام يك عنصر اساسي است چون كليد سرداب شراب رهگشاي راز خانه الكس است و
اهميت كليد سرداب در فيلمبرداري هيچكاك تاكيد مي شود. بعد از پايان فيلبرداري بدنام اينگريد برگمن
كليد مورد نظر را عمدا پنهان مي كند و آنرا براي يادگاري پيش خود نگه مي دارد تا اينكه 34 سال بعد در سال
1980 درست چند ماه قبل از مرگ هيچكاك در مهماني كه تمام دوستان و بازيگران قديمي هيچكاك جمع
شده بودند آنرا به عنوان يك هديه مخصوص به هيچكاك هديه مي كند كه باعث شادي و گريه هيچكاك مي شود

---------------------------------

ديويد سلزنيك (سازنده معروف بر باد رفته) تهيه كننده اصلي بدنام امتياز فيلم را همراه با
فيلمنامه نويس (بن هكت) كارگردان (آلفرد هيچكاك)و بازيگران (كري گرانت - اينگريد برگمن)
به كمپاني ار.ك. او فروخت و فيلم كه فقط يك و نيم ميليون دلار خرج برداشته بود در گيشه
بيش از 8 ميليون دلار (حدود 500 ميلون دلار امروز ) فروخت كه در آن زمان سودي عالي بود.
 



سايت سينماي كلاسيك http://www.iranclassic.com