Classic Cinema News     اخبار سینمای کلاسیک


بخش مولتی مدیای سایت ایران کلاسیک راه اندازی شده است 12/1/1385

www.iranclassic.com/show.htm

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 و 84/2/2 - " گریگوری پک " مرد خوب سینما درگذشت      

مردن مرغ مقلد             

 

016805.jpg

 


گروه ادب و هنر، محسن آزرم: آتيكوس فينچ خبره ترين وكيل آلاباما، سر ميز غذا نشسته و با وقار و متانت يك وكيل حرف مي زند. بشقابي در دست دارد، از غذاهايي كه روي ميز هستند كمي برمي دارد و در بشقاب مي گذارد. پسر و دختر كوچك اش به او زل زده اند و حرف هايش را گوش مي دهند، حرف هايي كه فقط از زبان يك وكيل درستكار بيرون مي آيد. آتيكوس از قول پدرش (يا پدربزرگش) مي گويد آدم وقتي تفنگ به دست مي گيرد، كم كم به شكار پرنده ها علاقه مند مي شود. اما ميان پرنده ها يك استثنا هم هست، هيچ وقت نبايد مرغ مقلد را كشت، چون كارش خرابي درخت ها و مزرعه ها نيست، در انبار غله لانه نمي كند و به هيچ كس هم آزاري نمي رساند. در آن لحظه اسكات و جم حرف پدرشان را آن گونه كه بايد نمي فهمند. كمي بايد بگذرد تا محاكمه تام رابينسن سياه اتفاق بيفتد و معلوم شود اين مقايسه از كجا ناشي شده است. . .
آتيكوس فينچ درستكار، همان شمايل ماندگاري بود كه گريگوري پك فقيد مي پسنديد: آرمان گرايي غمگين، تابع اخلاق و مدافع قانون و بالاخره طرفدار آزادي و برابري انسان ها، پك در همه سال هايي كه جلوي دوربين بازي كرد و شصت نقش سينمايي و تلويزيوني را آفريد، كوشيد لحظه اي هم از مواضعش دور نشود. شايد براي همين است كه خيلي ها آتيكوس را كامل ترين و به قولي مهم ترين نقش سينمايي او مي دانند. خود پك هم البته چند سالي پيش از اين گفته بود همه وجودش را در آن زمان وقف آتيكوس كرده و همه آموخته هاي چهل و شش سال زندگي اش و نيز همه احساسات انساني اش را در قالب آتيكوس ريخته. طبيعي است وقتي بازيگري اين گونه رفتار مي كند، به درك والايي از نقش مي رسد و اين يعني ماندگاري نقش.
فرانك پي يرسن رئيس فعلي آكادمي اسكار درباره پك و بازي اش در كشتن مرغ مقلد (۱۹۶۲) گفته: نقش آتيكوس فينچ براي ما كه پك را مي شناختيم، تا حدودي طعنه آميز بود. به اين دليل كه پك مجبور بود نقش خودش را بازي كند. حرف پي يرسن در عين آنكه تاييدي است بر حرف هاي پك فقيد، نشان مي دهد كه چرا در فهرست نظرخواهي موسسه فيلم آمريكا، اين وكيل درستكار، عنوان بزرگ ترين قهرمان تاريخ سينما را از آن خود مي كند. . .
مردي در لباس فلانل خاكستري
گريگوري پك متولد ۱۹۱۶ بود، ۱۶ آوريل آن سال در لايولاي كاليفرنيا به دنيا آمد و از كالج سن ديه گو فارغ التحصيل شد. پيش از آنكه به دانشگاه بركلي برود، راننده كاميون بود و بازيگري را هم از همان جا شروع كرد. بعد از آن روانه نيويورك شد و در نمايشگاه جهاني ۱۹۳۹ كار تبليغات را آغاز كرد. كمي بعد با تماشاخانه اي به نام نيبرهود قراردادي دوساله بست و اولين نقش اش را در سال ۱۹۴۲ بازي كرد، نمايشي به نام ستاره صبح. همان وقت ها بود كه ديويد سلزنيك او را ديد و تصميم گرفت به گونه اي او را به بازي بگيرد. شرايط اما مساعد نبود و يك سالي طول كشيد تا در ۱۹۴۳ او را براي بازي در روزهاي افتخار انتخاب كنند. قرار بود او نقش مقابل نامزد آن سال هايش را بازي كند. فيلم ساخته شد، اما آن قدر بد بود كه كسي حرفي درباره اش نزد. اما استوديوها كه بازي او را پسند كرده بودند، به سراغش آمدند و اين وسط كمپاني فوكس قرن بيستم دست پر برگشت. پك در سال ۱۹۴۴ فيلم كليدهاي بهشت را بازي كرد. بازي او به نقش يك پدر روحاني تحسين همه را برانگيخت و پك كوشيد از اين به بعد با دقت بيشتري نقش هايش را انتخاب كند. يك سال بعد از آن فيلم دره تصميم را بازي كرد كه محصول متروگلدوين مه ير بود و فيلمي موفق از آب در آمد. اولين نقش مهم او در سينما هم در همان سال اتفاق افتاد، بازي در طلسم شده كار آلفرد هيچكاك. فيلم درباره دكتر روان شناس جواني به نام ادواردز است كه پك نقش اش را بازي مي كند و رئيس تازه يك آسايشگاه بيماران رواني مي شود. دكتر پيترسن (با بازي اينگريد برگمن) كه دل به ادواردز سپرده، مي فهمد رفتارهايي عجيب از او سر مي زند و در مي يابد كه حرف هاي اول نام او ج. ب است. پيترسن كه فهميده او ادواردز واقعي نيست، جست وجويي را براي يافتن حقيقت آغاز مي كند. . . طلسم شده در ميان كارهاي هيچكاك كار موفقي نيست. با گذشت سال ها آنچه از فيلم به ياد مانده روياي ج. ب است كه سالوادور دالي آن را كار كرده بود و هر چند حالا بيش از دو دقيقه نيست، اما در اصل براي بيست و دو دقيقه فيلمبرداري شده بود. ج. ب يك بيمار رواني از نوع هيچكاكي اش بود و پك به رغم بازي خوبش نتوانست معناي رواني هيچكاكي را درست از آب درآورد.

016880.jpg

 


پك فيلم گوزن يك ساله [غزال] را سال ۱۹۴۶ بازي كرد، كارگردان فيلم كلارنس براون بود و داستانش بعد از جنگ هاي داخلي آمريكا در فلوريداي جنوبي مي گذشت. جودي كه تنها فرزند يك خانواده كشاورز است بچه گوزني را پيدا مي كند و با خودش به خانه مي آورد. مادرش اين گوزن را دوست ندارد اما پدر كه پك نقش اش را بازي مي كرد، مخالف اين حيوان نيست. كمي مي گذرد و گوزن كم كم محصولات آنها را نابود مي كند. حالا خانواده جودي دو راه دارند، اول دور كردن گوزن و دوم كشتن آن. . . گوزن يك ساله به سرعت محبوب شد و جايگاهش را يافت. بازي هاي فيلم همه درخشان بودند و پك هم سنگ تمام گذاشته بود. به خاطر همين فيلم بود كه پك براي بار اول نامزد جايزه اسكار شد. . .
پك در همان سال فيلم جدال در آفتاب را هم بازي كرد، وسترن پرهزينه اي كه كينگ ويدور آن را ساخت. داستان از جايي شروع شد كه اسكات چاوز همسرش را مي كشت و خودش به دار آويخته مي شد. پرل دختر اسكات زير سايه مكانلز رشد مي كند و كم كم پسران مكانلز يعني لوت (با بازي پك) و جسي (با بازي جوزف كاتن) به او علاقه مند مي شوند. لوت به خاطر پرل مردي را مي كشد و فرار مي كند. . . جدال در آفتاب براي پك موفقيت بزرگي بود، قرار بود پيش از آن نقش او را جان وين بازي كند. اين اتفاق نيفتاد و پك با رفتار خشونت بارش سعي كرد نشان دهد كه وسترنرها هميشه آدم هاي با گذشتي نيستند. جدال پاياني فيلم هنوز به يادماندني است. . .
قرارداد شرافتمندانه، فيلم بعدي پك كه در سال ۱۹۴۶ بازي كرد، فيلمي از اليا كازان بود. روزنامه نگاري به نام فيل گرين (كه پك نقش اش را بازي مي كرد) قصد نوشتن مقاله هايي افشاگرانه درباره گرايش هاي ضدسامي دارد و از آنجا كه ناموفق مي ماند، تظاهر به يهودي بودن مي كند. . . از هر نظر كه نگاه كنيم اين فيلم احساساتي ديگر كهنه شده است، فيلم آن قدر رو و سطحي است كه نمي شود درباره اش فكر كرد. با اين همه پك كوشيده بود تا جسارت اين قهرمان و مبارزه اين روزنامه نگار را درست و منطقي نشان دهد كه از اين منظر موفق عمل كرده بود. پك به خاطر اين فيلم هم نامزد اسكار شد... در همان سال ،۱۹۴۶ دومين همكاري هيچكاك و پك در فيلم پرونده پارادين اتفاق افتاد. داستان فيلم درباره وكيلي به نام آنتوني كين بود كه به موكل اش خانم پارادين دل مي بست و اين در حالي است كه او به قتل همسر نابينايش متهم بود. قاضي پرونده هم از سوي ديگر به همسر كين دل مي بندد. . . پرونده پارادين هم از بخت بد، فيلم خوبي نيست. بسيار ضعيف تر از آن است كه امضاي هيچكاك پاي آن گذاشته شود. مهم ترين مشكل فيلم بازيگران تحميلي بودند كه با سلزنيك قرارداد داشتند. اما تنها كسي كه درست به نقش اش مي خورد گريگوري پك بود. . .
دو سال بعد پك در فيلم آسمان زرد [يلواسكاي] ساخته ويليام ولمن بازي كرد. داستان فيلم درباره هفت ياغي قانون شكن بود كه به سركردگي استرچ (با بازي پك) بانكي را سرقت مي كنند و به نمكزارهاي آريزونا مي روند و در راه به شهر متروك آسمان زرد مي رسند كه فقط دو ساكن دارد. . . اين وسترن كلاسيك، فيلمي روان شناختي است درباره اينكه آدم ها خوبي و بدي درون شان تا چه اندازه به هم نزديك است و بي رحمي چگونه آنان را نابود مي كند. پك در نقش استرچ نمونه درخشاني از اين گونه آدم هاست. . .

016895.jpg

 


گناهكار بزرگ كار رابرت سيودماك كه در همان سال ساخته شد درباره فيودور داستايوفسكي (با بازي پك) بود كه به دختري به نام پولين دل مي بازد. پدر دختر يك ژنرال قمارباز و بي اراده است كه مبلغ زيادي به صاحب يك كازينو بدهكار است. داستايوفسكي براي نجات ژنرال و دخترش تصميم مي گيرد صاحب كازينو را مغلوب كند. . . فيلم آمريكايي اين كارگردان آلماني بيش از هر چيز تقدير محتوم و چيرگي تباهي را به تماشا مي گذارد. پك نقش داستايوفسكي را چنان عالي بازي مي كند كه گمان مي بريد با خود استاد طرف هستيد. تلخي، صراحت در بازي پك به نقش استاد نويسنده موج مي زند...
ششلول بند، ساخته هنري كينگ محصول ۱۹۵۰ بود. فيلم درباره جيمي رينگو هفت تيركش پا به سن گذاشته اي است كه پك نقش اش را بازي مي كند و دارد گذشته اش را مرور مي كند. وقتي شبي وارد كافه اي مي شود و مي بيند يك نفر دارد از او به بدي حرف مي زند، عصباني مي شود و او را مي كشد. . . اين وسترن كلاسيك كه همه كليشه هاي آن دوران را كنار زده بود، تا حدي مثل آسمان زرد اثري روان شناسانه است. فيلمي درباره نااميدي و گذشته اي تاريك كه بازي درخشان پك آن را حسابي ماندني كرده است...
داوود و بتشبع كه در ۱۹۵۱ ساخته شد، توانست پرفروش ترين فيلم آن سال شود. داوود (با بازي پك) كه زخم كوچكي در جنگ برداشته به اورشليم برمي گردد تا استراحت كند. در يكي از همان روزها او بتشبع را مي بيند و دل باخته اش مي شود. خداوند قحطي و خشكسالي را به اورشليم مي فرستد. . . فيلم كه براساس كتاب دوم سموئيل از عهد عتيق ساخته شد داستاني مذهبي و البته عاشقانه است كه صاحب نظران كليسا آن را تاييد كردند. پك مثل هميشه فوق العاده ظاهر شد و نقش اش را در حد كمال بازي كرد. .. گريگوري پك فيلم برف هاي كيليمانجارو را در ۱۹۵۲ بازي كرد. اين ساخته هنري كينگ اقتباسي از يك داستان كوتاه نوشته ارنست همينگوي بود و در اردوگاهي توريستي در آفريقا مي گذشت. هري كه يك نويسنده است روي تختي سفري دراز كشيده و در تب قانقاريا مي سوزد. گاهي به هوش مي آيد و گمان مي برد چيزي به پايان عمرش نمانده است. همسر ثروتمندش هلن هم سرگرم پرستاري از اوست. . . فيلم خسته كننده كينگ تنها يك نقطه قوت دارد و آن هم بازي هايش است، خصوصاً بازي پك كه گويا واقعاً نويسنده اي خودخواه است. اين همان چيزي است كه داستان كوتاه استاد هم آن را دارد. . . تعطيلات رمي يك سال بعد ساخته شد. كارگردان فيلم ويليام وايلر بود و داستاش درباره شاهزاده خانم آن (با بازي ادري هپبرن) كه براي گذراندن تعطيلات به رم مي رود و شبي در خيابان با يك خبرنگار آمريكايي ـ به نام جو (با بازي پك) آشنا مي شود. هدف اول جو تهيه گزارش هاي خواندني درباره اين شاهزاده خانم است اما كم كم به او دل مي بندد. . . فيلم عملاً يك افسانه پريان است كه در روزگار مدرن اتفاق مي افتد، اما آنچه فيلم را ماندگار مي كند پايان تلخ اش است كه به شدت متعارف مي نمايد. پك در اين فيلم همه تلاش اش را كرد تا نگاه هاي عاطفي اش توجه همه را جلب كند. . . موبي ديك، اقتباس جان هيوستن از رمان جاودانه هرمن ملويل در ۱۹۵۶ ساخته شد. داستان فيلم سال ۱۸۴۰ در نيوبدفورد مي گذشت. ناخدا ايهب (با بازي پك) كه يك پايش را در شكار نهنگي به نام موبي ديك از دست داده، بار ديگر تصميم گرفته آن هيولا را شكار كند. . . هر چند خيلي از طرفداران رمان، اين اقتباس را نمي پسندند، اما هيوستن اقتباسي درست را ارائه داده و به اصل رمان وفادار مانده است. در اين ميان ولي آنچه ساز ناكوك فيلم به حساب مي آيد، گريگوري پك است كه ربطي به ايهب ندارد و به تنهايي سازش را مي زند...
يك سال بعد پك در زن طراح بازي كرد، كاري از وينسنت مينه لي. داستان درباره يك خبرنگار ورزشي به نام مايك (با بازي پك) بود كه به طراح لباسي به نام ماريلا دل مي باخت و ازدواج مي كردند اما كمي بعد اين زندگي دچار مشكل مي شود. . . كمدي خاص مينه لي و به قولي كمدي روشنفكرانه اش حاوي همان شيريني هاي هميشگي است و بازي پك كه خود نقش است، فيلم را حسابي ديدني كرده. پايان فيلم خنده دارترين بخش آن است و پك در اين بخش بازي درخشان و درستي ارائه مي كند. . .
شجاعت نمايي كه در ۱۹۵۸ ساخته شد، كار مشترك ديگري بين هنري كينگ و پك بود. جيم داگلاس كه پك نقش اش را بازي كرد، به شهر كوچك ريوآريبا در مرز مكزيك مي رود تا شاهد به دار آويخته شدن چهار مردي باشد كه شش ماه قبل همسر او را هتك حرمت كرده و به قتل رسانده اند، او سه نفر از اين چهار نفر را به قتل مي رساند و دنبال نفر چهارم است. . . داستان انتقام گيري شخصي و اجراي قانون به شيوه اي كاملاً غيرقانوني همه اين فيلم است. پك به هر دليل آن گونه كه بايد در فيلم ظاهر نمي شود، اما زماني كه حقيقت را در مي يابد، رفتارش به گونه اي مي شود كه تاثيري شگفت انگيز مي گذارد. اين هم از آن فيلم هايي است كه پك مايه چنداني برايشان نگذاشت.
سرزمين بزرگ هم در همان سال ساخته شد. همكاري ديگري بين ويليام وايلر و پك. داستان درباره جيمز مكي (با بازي پك) ناخداي سابق بود كه به غرب مي آمد تا با پاتريشيا تريل عروسي كند و در مزرعه پدر پاتريشيا بقيه زندگي را بگذراند، اما از سركارگر مزرعه يعني استيوليچ خوشش نمي آيد. . . وسترن جاه طلبانه وايلر، هم شباهت هاي كلي اش را به فيلم هاي اين ژانر دارد و هم يك فيلم عاشقانه به حساب مي آيد. رودررو شدن پك با دارودسته آيوز يكي از درخشان ترين فصل هاي سينماي وسترن است. اما در عين حال جز پك يك نفر ديگر هم هست كه خوب مي درخشد و آن يك نفر اسمش هست چارلتن هستن. . .
تپه پورك چاپ سال ۱۹۵۹ ساخته شد. فيلم لوئيس مايلستون در سال هاي جنگ كره مي گذرد. ستوان كلمنز آمريكايي كه پك نقش اش را بازي مي كرد، فرمانده گروهي است كه بايد تپه پورك چاپ را تصرف كنند. اين در حالي است كه تپه اهميت چنداني ندارد و هر لحظه هم ممكن است جنگ تمام شود. . .
 

از روزنامه همشهری - شماره 3087                                                                                                       

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

و 84/2/2 - انتشار کتاب زندگینامه اینگرید برگمن - داستان زندگینامه

من و اينگريد برگمن
محسن آزرم: به من گفته بودن كه شما زيباترين زنى هستين كه تا حالا از كازابلانكا ديدن كرده. ولى معلومه كه شما رو دست كم گرفته ان. اين جمله اى است كه لويى رِنو بعد از ديدن ايلزا لوند مى گويد. و ايلزا، چنان با احتياط به او نگاه مى كند و با صدايى ملايم حرف مى زند كه جاى هيچ شكى در درستى آن جمله نمى ماند. اينگريد برگمنِ، فقط زيباترين بازيگر آن فيلم نبود، زيباترين زنى بود كه در سينماى آن سال ها مى شد ديد. صورتِ معصومش، مهم ترين سلاحى بود كه داشت و اين معصوميت، حتى در سال هايى كه گردِ زمان بر سرش نشست هم ادامه داشت. هيچ كس در مقابلش تاب نمى آورد، و با ديدن عكس ها و صحنه هايى از فيلم هايش، به همان نتيجه اى مى رسيد كه لويى رسيده بود. معلوم بود كه او را دست كم گرفته ايم، وگرنه چنان صفتى را درباره اش به كار نمى برديم. همه ما، مثل پسركِ داستان من و اينگريد برگمن (نوشته: بهنام ديانى) هستيم كه وقتى مى فهمد برگمن يكى از سه اسكارش را در روز تولد او گرفته، در پوست نمى گنجد، هرچند كه اين شادى ديرى نمى پايد و بالاخره مى فهمد در شمارش تاريخ اشتباه كرده است.داستان زندگى من، كامل ترين كتابى است كه مى توانيد درباره برگمن پيدا كنيد. نيمى از كتاب را خودِ او نوشته و نيمى ديگر را آلن برجس. همه زندگى او، سال هاى كودكى و نوجوانى، سال هاى تئاتر كاركردن و ورود به سينما و حتى داستان واقعى او و روبرتو روسلينى را مى شود در اين كتاب خواند. جايى از پيشگفتار كه برگمن، تجربه ديدارش از رُم، شهر بى دفاع را شرح مى دهد (...آدم مى فهمد كه واقعه اى ناشناخته در حال رُخ دادن است... فقط اين نبود؛ آدم به نوعى حس مى كرد كه در دنياى فيلم زندگى مى كند و در تمام وقايع آن سهيم است...) مى شود شروع يك دلدادگى را حس كرد، آغاز عشقى را كه در سال هاى قرن بيستم، به عنوان عشقى جنجالى شناخته شد. و چه كسى را پيدا مى كنيد كه نخواهد نخستين نامه برگمن به روسلينى را بخواند؟ يا بداند كه روسلينى در جواب او چه نوشت؟ و بعد، چه شد كه برگمن (ستاره سرشناس هاليوود در آن روزها) بازى در يك فيلم ايتاليايى را به فيلم هاى هاليوودى ترجيح داد؟ و تازه، فقط كه همين ها نيست: هزار چيز ديگر درباره فيلم ها و كارگردان ها و بازيگرها (مثلاً كازابلانكا) هست كه جزيى از زندگى برگمن بوده اند، و او با سخاوت تمام، براى ما نقل كرده است. سال هاى بودن با روسلينى رازِ بزرگ برگمن است، سال هايى كه مى شود قيدِ همه چيز را زد و بى خيال همه آدم ها شد و دست به كارى زد كه مورد پسندِ همه نيست. برگمن، روسلينى را به همه چيز ترجيح داد و اين، چيزى نيست كه در يكى دو خط بتوان توضيحش داد: داستان دلدادگى، پيچيده تر از آن است كه حدس مى زنيد. و براى روزهاى تعطيل سالِ نو، چه كتابى بهتر از اين كه سرگذشت زيباترين بازيگر سينما را، مانند يك داستان، روايت مى كند و همه آن چيزهايى را كه نمى دانسته ايم، به ما ياد مى دهد.در جايى از داستان من و اينگريد برگمن، وقتى كه داستان گو، از ديدارش با برگمنِ پير مى گويد، مى نويسد: كجاست آن چهره شگفت انگيزى كه شكوفه گيلاس را از سكه مى انداخت؟ آن پوست نرم و شفافى كه نور رويش ليز مى خورد؟ ... آن نبض تپنده و زنده گلويى كه از زير ملحفه راه راه بيرون بود؟ فيلم طلسم شده را مى گويم. كجاست؟ برگمن خاطرات من كجاست؟
برگمن خاطرات ما، همين كتاب است. خاطره سال هاى نوجوانى و ديدار با كازابلانكا، بغض هاى پشتِ هم و چشم هاى خيسى كه كسى نبايد مى ديد، در همين كتاب است. پاداش ما، نتيجه سال هاى وفادارى به ايلزا و آليشا و آناستازيا و هرنقشى كه او بازى كرد، همين كتاب مفصل است. دلِ ما به همين خوش است
!
 

لینک کتاب و ناشر آن در سایت کتابخانه ملی

از روزنامه شرق 27 اسفند 1383 - سال دوم شماره 440 - نویسنده : محسن آزرم

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

و 84/2/2 برترین بازیگران تاریخ سینما -
مجله  فيلم کتاب سال سينمای ايران در سال ۱۳۸۳ رو منتشر کرد. امسال هم بر و بچه های دوست داشتنی فيلم گل کاشتن و يک کتاب ارزشمند و خوندنی رو آماده کردن. اين کتاب هم مثل سالهای قبل از چند قسمت مثل گاهشمار سينمای ايران؛ در حواشی سينما؛ جشنواره ها و همايش های سال؛ حضور بين المللی فيلم های ايرانی؛ انتخاب برگزيدگان سينمای ايران؛ مروری بر اکران سال ۸۲ و .... تشکيل شده اما قسمت اصلی اين کتاب پرونده اونه که درباره انتخاب بهترين بازيگران تاريخ سينمای ايران و جهانه. مجله فيلم در يک نظرخواهی از تعدادی از منتقدان و نويسندگان سينمايی خواسته تا بهترين بازيگران سينما رو انتخاب کنن. حدود ۶۰ نفر از معروفترين منتقدان سينمای ايران در اين رای گيری شرکت داشتند. در مورد سينمای جهان ۱۰ نفر از هنرپيشه های زن و ۱۰ نفر هنرپيشه مرد انتخاب شدند. ديدم بد نيست اين نتايج رو اينجا بنويسم . اگر شما اين مطلب رو نخونده باشين می تونه براتون جالب باشه. نظر شما چيه؟ به نظر شما جای چه کسانی در اين ليست خاليه؟
-
بهترين بازيگران زن تاريخ سينما:
۱- اينگريد برگمن
۲- ادری هيپبرن
۳- نيکول کيدمن
۴- مريل استريپ
۵- سوفيا لورن
۶- کاترين دنوو

۷- کاترين هيپبرن
۸- ويوين لی
۹- جين فاندا
۱۰- اليزابت تيلور
 


- بهترين بازيگران مرد تاريخ سينما:
۱- مارلون براندو
۲- رابرت دنيرو
۳- آل پاچينو
۴- پل نيومن
۵- هامفری بوگارت
۶- جک نيکلسون
۷- داستين هافمن
۸- چارلز چاپلين
۹- مارچلو ماستروييانی
۱۰- آلن دلون
 


                                                                                                       گرفته شده از وبلاگ  honarpishe.blogsky.com


---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

84/2/2 - کافه ریک بدون بوگارت و برگمان:

 كافه ريك، ميعادگاه عاشقان فيلم هميشه محبوب كازابلانكا از اين پس ميعادگاه همه مردم و پاتوقى براى اداى احترام

به همه عوامل اين فيلم كلاسيك بخصوص همفرى بوگارت و اينگريد برگمن خواهد بود. به گزارش آسوشيتدپرس اين كافه163416.jpg

 شكيل كه در آن همفرى بوگارت (ريك) براى ديدن اينگريد برگمان (ليزا) لحظه شمارى مى كرد تنها دكورى كوچك در استوديو

 برادران وارنر در كاليفرنيا بود اما در حال حاضر يك كافه ريك واقعى با همان فضاى آشناى هاليوودى و با سرمايه گذارى

مالى يك ديپلمات سابق آمريكايى در اين شهر بندرى بنا شده است اين كافه ريك مدرن، ويلايى با منظره بندر و درختان نخلى

است كه درمقابل در ورودى آن قد برافراشته اند. در داخل كافه راهروهايى با طاقهاى بلند به چشم مى خورند و به گفته سازنده

آن كافه ريك ديگر نه يك فيلم است و نه يك موزه، كافه ريك واقعى است. به نقل از آسوشيتدپرس اين كافه، رستوران رؤيايى

با گارسونهايى در لباس سنتى، ماه مارس افتتاح شد و هزينه صرف يك وعده غذاى محلى در آن به ۳۰ دلار مى رسد و اگرچه پيانويى

 با همان ترانه هاى قديمى دهه ۴۰ و ۵۰ براى ميهمانان به ترنم درمى آيد اما از نوازنده مشهور آن سام خبرى نيست. كتى كريگر،

سرمايه گذار و سازنده كافه ريك واقعى كازابلانكا زمانى ديپلمات سفارت آمريكا درمراكش بود اما با پايان يافتن دوره خدمتش چنان از

ترك خانه خود در كازابلانكا ناراحت بود كه تصميم گرفت يك كافه ريك واقعى را در اين شهر بنا كند. برپايه اين گزارش پس از جنگ عراق

بسيارى از مردم مراكش ازسياستهاى آمريكا ابراز انزجار كرده اند و حال افتتاح اين كافه به گفته كريگر تلاشى براى حفظ همان روابط

حسنه فرهنگى است. او مى افزايد: از آنجايى كه هيچ وقت يك كافه ريك واقعى در اين شهر نبوده من مطمئنم كه كار اين كافه رونق

مى گيرد. معمولاً هميشه اين امكان دست نمى دهد كه اسطوره اى را به واقعيت تبديل كنيد..(از روزنامه ایران شماره 2789 سال دهم )ه
 

---------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

83/8/20 - فیلم های کازابلانکا و بدنام بر روی DVD با دوبله فارسی: ***

                برای اولین بار در ایران فیلم های معروف تاریخ سینما را می توانید با کیفیت عالی DVD همراه با دوبله زیبای فارسی تماشا کنید. ادیت فیلم ها توسط

                    تیم ایران کلاسیک بدون هر گونه چشمداشت مادی انجام گردیده است . هدف اصلی دسترسی علاقمندان  به فیلم های مورد نظرشان آن هم با کیفیت مناسب

                     بوده است. در میکس تصویر MPEG2 با صدا از بهترین تراکهای صدای دوبله این فیلمها استفاده شده است و علاوه بر کامل بودن فیلم دارای کلیپ های

                     زیبای ضمیمه شده هم می باشد. تهیه این دو نسخه را به هر علاقمند واقعی سینما توصیه می کنیم.

 

                                                                        اطلاعات بیشتر را در این آدرس بخوانید :

www.IranClassic.com/DVD1.htm

                     >>>    نحوه خرید و سفارش  <<<

 

  


اخبار کلاسیک هر هفته به روز آوری خواهد شد